عاشقی به سبک ونگوک

 

محمدرضا شرفی خبوشان

 

انتشارات ادب

سال نشر : 1393

 داستان در مورد پسری به نام البرز هست که پدر و مادرش باغبان یکی از تیمسارهای زمان شاه هستند . او یک پای لنگ دارد به سراغ نقاشی رفته و آدم نسبتا مشهوری شده از بچگی عاشق نازلی دختر تیمسار بوده و حالا در گیر و دار انقلاب که تیمسار نازلی و همسرش را به آمریکا فرستاده نازلی از لحاظ رفت و آمد زن ها به پدرش مشکوک شده و از البرز کمک می خواهد .

جملات را خوب می نویسه اتفاقات را خوب هندل می کنه اما کتاب انگار تکه تکه است یعنی مرحله اول شما عشق و عاشقی پسر باغبان و دختر سرهنگ را دارین بعد همون طور که البرز در حال جاسوسی هست می فهمه تیمسار کارای ضد انقلاب می کنه می ریم تو اون ماجراها وسطش می فهمه بچه مامان باباش نبوده می ریم دنبال این که بفهمه کی بوده من از نحوه کنار هم قرار گرفتن وقایع خوش نیومد و در مجموع به نظرم معمولی بود .

این کتاب به عنوان نامزد جایزه جلال آل احمد و شهید غنی پور انتخاب شد .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

ترس به تنهایی ترس است . شگفتی به تنهایی شگفتی است . کله شقی به تنهایی کله شقی است. دوست داشتن به تنهایی دوست داشتن است . حالا وقتی دوست داشتن و ترس و شگفتی و کله شقی در هم شوند چیزی می شوند که تک تک شان نیستند .

 

آن لانه ی سگ و اتاق هیچ نمی دانستم که قرار است زندگی ام را عوض کند . همه چیز از همان لانه ی سگ شروع شد و در همان لانه ی سگ هم تمام شد . واقعه تمام شده بود اما خودش را انداخته بود توی من . آن باغ آن لانه ی سگ آن اتاق کار خودش را کرده بود و انگار سرجایش نبود و من برداشته بودک و با خودم حملش می کردم .