چهل نامه به همسرم

 

نادر ابراهیمی

 

انتشارات روزبهان

خوب از اسمش معلومه دیگه نامه های اقای ابراهیمی خطاب به همسرش گاهی اندیشه هاش گاهی خواسته هاش گاهی تبریک و گاهی گلایه . پر از جمله هایس قشنگ عمیق جوندار و البته یک جورایی تکراری . اولین دومین سومین کتاب ابراهیمی براتون جالب تر هست اما بعد یک جور گرفتار تکرار هست انگار اما با این حال این کتاب را دوست دارم چون صمیمانه و پر از عشقه و منو یاد همسرم می اندازه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

دوست داشتنی خالصانه ، همیشگی و رو به تزاید ، دوست داشتنی ست بسیار دشوار – تا مرزهای ناممکن- اما من نسبت به تو ، از پس این مهم دشوار ، به آسانی برآمده ام .

 

این مطلقا مهم نیست که دیگران چگونه ما را قضاوت می کنند بلکه مهم این است که ما در خلوتی سرشار از صداقت و در نهایت قلب مان ، خویشتن را چگونه داوری کنیم ...

 

زندگی مشترم را نمی توان یک بار به خطر انداخت و باز انتظار داشت که شکل و محتوایی همچون روزگاران قبل از خطر داشته باشد .

 

جهان با همه عظمتش در برابر قدرت عشق چه قدر حقیر است و ناتوان .

 

هرگز از زندگی ان گونه که انگار گلدانی است بالای طاقچه یا درختی در باغچه، جدا از تو و نیروی تغییر دهنده تو گله مکن !

 

زندگی را تفاوت نظرهای ما می سازد و پیش می برد نه شباهت هایمان ، نه از میان رفتن و محو شدن یکی در دیگری . نه تسلیم بودن ، مطیع بودن ، امر بر شدن و در بست پذیرفتن.

 

بحث باید ما را به ادارک متقابل برساند نه فنای متقابل .

 

این نفس اختلاف نظرها نیست که مشکل اساسی زنان و شوهران را می سازد بل شکل مطرح کردن این اختلاف نظرهاست .

 

لحظه های خشم لحظه های قضاوت نیست و انسان بدون خشم گهگاهی انسان نیست گرچه در لحظه های خشم نیز .

 

می دانم که به هر حال یک روز قلبت را خواهم شکست – یک روز به هر حال .

کسی که زیبایی نستعلیق و شکسته ، اندوه مناجات سحری در ماه رمضان ، عظمت خوف انگیز کاشی کاری های اصفهان و اوج زیبایی طبیعت را در رودبارک احساس کرده باشد ، چنین کسی به درستی زندگی خواهد کرد ... شاید سخت شاید دردمندانه شاید در فشار اما بدون شک به درستی زندگی خواهد کرد ...