یاشماق / ساعی ور
یاشماق
نادر ساعی ور
انتشارات روزنه
یونس رزمنده ای است که در جنگ شیمیایی شده اکنون منتظر تولد فرزندش می باشد ولی چشمهای او قرار است کور شود و شاید هرگز پسرش بابک را نبیند . یونس در فکر این موضوع است که روزهای اخر بینایی را به چه نگاه کند زارا همسرش می خواهد هر طور شده او فرزندشان را ببیند و اکنون او به یاد همسنگرهای قدیم به یاد دوستان جدید ماجرای کردها ، یاد پدر بزرگ های جنگجواش و ... هست .
خوب داستانی تا حدود زیادی مرتبط با جنگ یک مقدارهایی امیخته با مبارزات آذربایجان و ترک ها و زندگی بعد از جنگ رزمنده ها خیلی متوسط بود نکته بدی نداشت قضیه را لوس نکرده ارتباط کانال های مختلف را هم خوب برقرار کرده و چند تا موضوع را کنار هم چیده اما راستش خیلی خشک نوشته یه جوری که احساسی بهش نزدیک نمی شید با اینکه موضوع کور شدن قبل دیدن بچه خیلی احساساتی هست انگار قابل لمس نیست گرم و گیرا نمی باشد .
آقای ساعی ور تبریزی هستند کارشناس ارشد سینما دارن و بیشتر توی حوزه سینما هم فعالیت دارن البته داستان کوتاه هم نوشتن اما این اولین رمانشون هست . یاشماق هم ظاهرا نقاب و حجاب زنان ترک هست و البته سنتی هم بین ترکمن هاست که عروس از بزرگترهای داماد رو می گیره و نوعی احترامه جایی نوشته بود یاشماق یعنی تحمل و سکوت و هر چه سکوت عروس بیشتر باشد نشانه نجابت بیشتر اوست .
کتاب نامزد جایزه جلال آل احمد بود
قسمت های زیبایی از کتاب
گاهی برای تعریف اتفاق کافی است در سه چهار جمله کار را تمام کنی . اگر اتفاق انرژی لازم را داشته باشد ، شنونده همه جزئیات را در ذهنش پرورش می دهد .
غبار زمان که بر وقایع می نشیند تازه آن بعد ناممکنشان بروز می کند انگار!
نه ماه قبل از اینکه مردها پدر شوند زن ها مادر می شوند .
پیروزی هر قدر هم ناجوانمردانه باشد ، شیرین است .
مرگ همیشه با پذیرش مرگ شروع می شود .
گاهی تحمل یک آه چه قدر از تحمل ساعت ها حرف سخت تر است .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه