نمی توانم به تو فکر نکنم سیما/ حسینی

نمی توانم به تو فکر نکنم سیما
محمد حسینی
انتشارات ثالث
نمی توانم به تو فکر نکنم سیما : سیما دختر شهیدی که پناهنده سایسی شده .
ترس از دگردیسی : مینا همسر مرد است و او اکنون در فکر بیتاست .
رنگ تنها رنگ : پسرک دست فروش
جمعه عصرهای مبتذل : دعوت از مرد نویسنده
شرح بر آن نقاش : در مورد جنگ
برای بعد : چند جوان به دیدن مرد شاعر می روند
و باز به همین سادگی است : ماجرای یک دختر و سه پسر
اون بالا من یک آینه دارم : دو خانه در یک اپارتمان
یک مجموعه داستان کوتاه با نثر ساده البته کلاسیک نه موضوعات و چارچوب مدرنه منظور اینه روان می نویسه من هیچ مشکلی توی داستان ها نمی بینم اما از اون طرف چیز خارق العاده ای هم ندارن خیلی عادی و معمولی برای من خیلی کتاب متوسطی بود .
پ .ن : راستش از اون لیست تازه های نشرم خیلی هاش مونده بود اما راستش چون طولانی شده بود خسته شدم اول و اخر سالم را خواستم یه چیز دیگه بخونم ولی بعد حتما لیستمو کامل می کنم . دلیل این انتخاب هم شاید مسخره اما بود دیگه تاریخ تولد دو اسفندی بودن :دی
قسمت زیبایی از کتاب
نباید به هر بهانه ای همه چیز را به هم ریخت . هیچ چیز بهتر از آرامش نیست .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه