اشتيلر

 

ماكس فريش

علي اصغر حداد

 

انتشارات ماهي

اشتيلر مردي هست كه منكر واقعيت وجودي خود شده شايد به دليل آن كه دوست ندارد آن باشد كه هست و ديگران تصور مي كنند . اشتيلر مردي سوئيسي بوده كه همسر زيبايي به نام يوليكا داشته بالريني آرام و سرد ، آن ها هيچ گاه به هم نزديك نبوده اند و زماني كه يوليكا مريض مي شود اشتيلر با زن ديگري دوست شده و بعد هم يوليكا را رها مي كند و مي رود و اكنون بعد از 6 سال دوباره او را ديده اند اما وي هويتش را انكار مي كند .

نسبتا خوب بود . موضوع جالب و بحث برانگيزي داره چالشي هست و اين كاويدن اعتقادات و انديشه هاي افراد اين ريز بيني روان شناسي موضوع خيلي زيبا و عميقي هست اما براي من دو مورد ناخوشايند بود يكي واقعا هيچ دركي از خصيت اصلي نداشتم برام غير منطقي بود ديگه اين كه نثرش گيرا نيست خسته كننده است يك جورايي كسالت آور .

ماكس فريش دانشجوي ادبيات آلماني بوده كه به دليل مشكلات مالي دانشگاه را رها كرده و سراغ خبرنگاري مي ره اما مدتي بعد دوباره وادر دانشگاه مي شه اين بار رشته معماري و بعد هم در همين رشته كارش را ادامه مي ده .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

تو واقعا حق نداري چيزي را براي من ممنوع كني ، بدخبتي در همين است . در اصل رابطه ي تو با من هميشه فقط يك رابطه ي عشقي بود ، به همين دليل هم وقتي من رابطه برقرار كردم تو حق نداشتي مانع من بشوي ...

 

اگر دو شريك زندگي گمان كنند خيالشان از بابت هم آسوده است اغلب در همان لحظه يكديگر را از دست مي دهند .

 

سخت است خسته نشدن در برابر دنيا ، در برابر اكثريت آن ...

 

برگشتن من درست مثل كار قماربازها بود ، چون مرحله اي هست كه دست كشيدن ديگر معنايي ندارد .