حراميان /فاکنر
حراميان
ويليام فاكنر
تورج ياراحمدي
انتشارات نيلوفر
پدر و مادر و پدربزرگ لوسيوس براي مراسم ختم به مدت 4 روز به شهر ديگري رفته اند . پدر بزرگ لوسيوس اولين اتوموبيل آن شهر را دارد كه بون راننده پدر بزرگ عاشق اين اتومبيل شده بون تصميم مي گيرد به همراه لوسيوس اين 4 روز را با اتوموبيل به شهر ممفيس بروند و در بين راه متوجه مي شوند ند خدمتكار سياه نيز در ماشين پنهان شده و اين شروع دردسرهاي آن هاست ...
آخرين رمان فاكنر كه به تازگي هم ترجمه شده كتاب برنده جايزه پوليتزر هم بوده . خيلي قشنگ بود من به شدت دوسش داشتم قلم عالي و داستان سرايي زيبا از اونايي كه واقعا قصه است و شما را با خودش همراه مي كنه
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 10:15 توسط فرانک
|
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه