راه پیمایی روی ماه

 

علی قانع

 

انتشارات افراز

کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه است . چند تا از داستان ها به نام دیدار ، رنگ ها ، مرگ ، عبور ، روز باشکوه ، شوخی ، ربات گلادیاتورها ، پلاک فلزی ، یادگاری ، آلزایمر و فتوگرافی عشق داستان های کوتاه یکی دو صفحه ای هستند که نمی شه موضوعشون را گفت ولی بقیه داستان ها به شرح زیر هستند .

راه پیمایی روی ماه : مردی که زن و بچه اش در اثر گازگرفتگی مرده اند .
وقت مردن: پیرمرد با زنش برای شناسایی جسد پسرشان آمده اند .
ایستگاه آخر ، مونیخ : مرد پیش دوستش است تا از فرار فرامرز و پروانه به آن سوی مرزها و جدایی شان بشنود .
مرثیه ی ناتمام : خانواده ای فقیر مردی بیچیز و فرزند سومی که در راه است .
معجزه : مرد می داند تا پایان زمستان بیشتر زنده نخواهد بود.
آخر داستان : مرد خواهرش را بسیار دوست داشته و اکنون تیغ را بر رگ او نهاده .
بدون سایه : مرد متوجه می شود سایه اش گاهی در اختیار او نیست .
یک فنجان چای تلخ : مرد به خانه عشق قدیمش به خانه معلمش آمده .
چراغ سبز: امروز روز خوبی است و مرد هیچ چراغ قرمزی ندیده .
مریم : دیدارعاشق و معشوق بعد از سال ها .
روزانه : واقعیت و روزمره زندگی یک زن یک مرد
با بهار رفت : فرزند به موقع نرسیده و پدر مرده است .
شوارتز : مرد مهاجر از سختی زندگی و کار در غربت می گوید .
از علی قانع قبلا مورچه هایی که پدرم را خوردند را معرفی کرده بودم اینم کتاب جدیدش هست که پارسال وارد بازار شد . قشنگ بود . چیز خاص یا جدیدی نداشت نه سبک نوشتن نه موضوعات چیزی که خیلی بگردتون یا متفاوت باشه خیلی معمولی بود و روان خوشخوان بود و ارزش خوندنو داشت . آقای قانع از نویسنده های شمالی کشورمون هستند .

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

هر فاجعه ای با تمام تلخی و سنگینی در بستر زمان حل می شود و دوباره زندگی نقش اصلی خود را بازی می کند ، فقط کافی است انسان بخواهد و هرگز نا امید نشود .

 

هیچ چیز قابل تغییر و بازگشت نیست ، برای هیچ کدام از ما .