زنده ام که روایت کنم
زنده ام که روایت کنم
گابریل گارسیامارکز
کاوه میرعباسی
انتشارات نی
کتاب شرح زندگی مارکز از زبان خود وی می باشد .
یک بار یکی از دستانم به من گفت اسمهای امریکای جنوبی جذابیت خاصی دارند و الان که با دقت به این موضوع نگاه می کردم متوجه شدم که واقعا حق داشت و اسامی اونها یک جذابیت خاصی به داستان می ده که اگه مثلا به جای اونها جک و جیم و .... بود اصلا این تاثیر را نداشت .
خیلی کتاب جالبی بود . متوجه می شید خیلی از چیزهایی که مارکز توی کتابهاش نوشته واقعا زندگی خودش بوده . همون فضاهای پر رمز و راز داستاناش عینا توی زندگیش وجود داشته .
با خوندن کتاب واقعا متوجه هنر نویسندگی می شید . وقتی به زندگی خودتون فکر کنید و یاداوری اینکه واقعا پر از ماجراهای خاص و زیبا بوده اما فقط یک قلم عالی می تونه از توی این خاطرات یک کتاب عالی را رقم بزنه . وقتی کتاب را می خوندم خیلی به زندگی خودم فکر کردم اینکه اگه قرار بود زندگی نامه نوشته شده ای داشته باشم ، اتفاقها و افراد مختلف چند صفحه به خودشون اختصاص می دادند و اینکه اگه بعضی های دیگه زندگی نامشونو بنویسند تو قراره چند صفحه یا چند سطر اون مجموعه بشی .
بسیار زیبا بود .
قسمت زیبایی از کتاب
زندگی آنچه زیسته ایم نیست ، بلکه همان چیزی است که در خاطرمان مانده و آن گونه است که به یادش می آوریم تا روایتش کنیم .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه