مدار صفر درجه ( جلد 2 )

 

احمد محمود

 

انتشارات معين

اين جلد هم باز به زندگي مردم پرداخته ولي بيشتر به رفتار كاسب جماعت توجه نشون داده . باران توي مغازه سلماني يارولي راه افتاده يك جورايي شبيه شريك هست وسر ايند كاريش باهاش مشكل پيدا كرده عاشق مائده دختر همسايشون هست ولي مادرش مخالف اين ازدواجه به خصوص چون مائده خيلي سر و زبان داره و مي گن اعلاميه هم پخش مي كنه . اعتصاب ها و اعلاميه ها بيشتر شده هر چند هنوز اون قدر نقش پر رنگي ندارن و باران هم كم كم داره وارد اين مباحث مي شه ...

قشنگ بود خوب نوشته هر چند ديگه داره لفتش مي ده و زيادي روده درازي مي كنه به نظر من ولي نثرش خيلي قشنگه خوب واقعه ها و حال و هواي اون روزا را به تصوير كشيده .