دل فولاد

 

منیرو روانی پور

 

انتشارات قصه

افسانه سربلند بیوه ای تنهاست در تهران . بیوه ای سال ها پیش شبی با لباس خواب نارنجی نازک از خانه شوهرش فرار کرده و بعد پدر او را شلاق زده و بعد او به تهران آمده تا بداند در زندگی اش چه شده چرا فرار کرده ان شب گم شده چه اتفاقی برایش رخ داده و اکنون نویسنده شده و کتابی پرفروش دارد و به داستان های تاریخی پدرش فکر می کند و تلاش می کند که در دام مهربانی مردم نیفتد و فقط بنویسد فقط بنویسد ....

خیلی خیلی قشنگ بود واقعا دوستش داشتم سبک نوشتنش رفت و آمدهای زمانیش نثر شاعرانه و جادوییش شخصیت های خیالی افسانه و آنچه در رئال ماجرا اتفاق می افتاد فوق العاده زیبا بود اون قدر قشنگ افسانه و تخیل و تاریخ را وارد یک داستان رئال می کرد که آدم می موند به نظرم نثرش و سبکش واقعا قوی و زیبا بود . خیلی خوشم اومد . حتما هم بهتون پیش می کنم اگه نخوندید بخونید و لذت نثر شاعرانه اش را ببرید . طرح جلدش هم اصلا زیبا نیست و می تونست خیلی بهتر و هماهنگ تر با نثر انتخاب بشه.

خانم روانی پور از نویسنده های بوشهری کشور است و علت علاقه مندیش به ادبیات فضای ادبی خونه و تمایل بالای ادبی پدرش بوده .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

حقیقت همیشه لا به لای خاطرات گم می شود . حقیقت می تواند جوری گم شود که انگار اصلا نبوده است .

 

می توانی به همه چیز عادت کنی مثل سیگار کشیدن که عادت آدمی می شود آن وقت رها شدن از آن هیهات !

 

دیکتاتورها همه تبرئه می شوند ، همه !

 

راست ترین حادثه باید شاهدی داشته باشد و تمام آن چیزها که مردم باور می کنند دروغی بیش نیست و آن کس که شاهدی ندارد باید بگریزد .

 

می دانی تمام نابسامانی ها مال چیه ؟
نه !
چون حکومت دست مردهاس !

 

آخر نمی شود تا ابد جنگید و این همه کشته  ، جایی بادی تمام کرد .