توپ

 

غلامحسين ساعدي

 

انتشارات نيل

اينم يك رمان ديگه از آقاي ساعدي . داستان در مورد همه دولت به ايلياتي ها براي سركوب كردنشون هست . از يك طرف مي بينيم قزاق ها به دنبال ايل ها هستند ، از سوي ديگر ايل هاي مختلف با هم دشمنند و ايلياتي ها و دهاتي ها نيز با هم جنگ و دعوا دارند . ژنرال قزاقي كه براي سركوب آمده توپ بزرگي همراه خود داره كه باعث وحشت مردم شده . در اين وسط ملاهاشمي هم هست كه در حقيقت آخوندي مي باشد كه از يك ايل به ايل ديگه مي ره و روضه خوني مي كنه ولي در واقع توي اين سال ها ثروت زيادي جمع كرده و توي هر ايل چندين راس گوسفند داره . ملا از خبر اومدن توپ براي جنگ وحشت زده شده و توي فكر گوسفندهاش هست بنابراين تصميم داره يك جوري ايل ها را از راه لشكر دور كنه و ...

قشنگ بود دوست داشتم خيلي خوب اتفاقات را كنار هم چيده بود از يك صحنه خيلي خوب به صحنه ديگه مي رفت و فضا را يكنواخت و كسل كننده نمي كرد موضوعش و اشاراتش خيلي جالب بود و كلا كتاب خيلي خوبي بود . حس خوبي بود خوندن داستاني با حال و هواي ايل يك جورايي ياد آتش بدون دود و كليدر افتادم ولي خوب نويسنده چيره دست هم مي خواد تا اين فضاها را خوب در بياره .

اقاي ساعدي از همون نوجواني و قبل از ورود به دانشگاه به روزنامه نگاري پرداختن و بعد هم كه استعدادشون توي نويسندگي را نشان دادند ولي سال 57 از ايران خارج شدند . آقاي ساعدي اهل فعاليت سياسي هم بوده و بعد از كودتاي 28 مرداد به زندان مي افته .