شب نشيني باشكوه

 

غلامحسين ساعدي

 

انتشارات اميركبير

شب نشيني باشكوه : مراسمي گرفته شده و قرار است از بازنشستگان تجليل به عمل آيد .
چتر : كارمندي بعد از اداره به خريد رفته و چترش را گم كرده است .
مراسم معارفه: رئيس هاي جديد ادارات و وعده و وعيدهايشان .
خواب هاي پدرم : كارمندي كه كابوس حساب رس و دفاتر شركت حتي در خانه نيز او را رها نمي كند .
حادثه به خاطر فرزندان: كارمندان يك بخش در مورد زيبايي و هوش فرزندانشان جر و بحث مي كنند .
ظهر كه شد : معلمي كه زخم معده دارد .
مفتش : قرار است بازرس به مدرسه بيايد و ناظم بسيار مراقب اوضاع است .
دايره در گذشتگان : مردي در دايره درگذشتگان ثبت احوال كار مي كند و مي خواهد يكي از خويشاندانش را به عنوان همكار به بخش ببرد .
سرنوشت محتوم : همكارها در مورد مواردي كه باعث كوچك و بزرگ شدن دنيا مي شود ، بحث مي كنند .
استعفا نامه : كارمندي كه در اثر كار زياد و فوت همسرش دچار جنون شده .
مسخره نوان خانه : كارمندي كه عاشق خريد عتيقه است .
مجلس توديع : اولين باري كه شهر شاهد مراسم توديع است و مدير قبل از مراسم فوت نكرده است .

كتاب قشنگي بود در مجموع . چند داستان كوتاه كه عمدتا به زندگي كارمندي ، كسالت و يكنواختي اين زندگي و بحث هاي توي ادارت اشاره داشت . خيلي خوب و قوي نوشته شده بود . با اين كه اين قضيه اشاره به زندگي كارمندي و سمبل كردن ركود تو شغل بايگاني و حسابداري خلي نخ نما شده ولي در مجموع باز هم كتاب جالبي دراومده بود . قلم آقاي ساعدي خيلي قوي هستش .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

تا وقتي كه كارها در دست نسل كهنه و قديمي باشد هيچ نوع پيشرفتي در هيچ امري از امور ديده نخواهد شد . تا وقتي كه فلان كارمند هفتاد ساله ميز رياست فلان حوزه را اشغال كرده ، كارهاي مملكتي به همان كندي پيش خواهد رفت ، چرا كه تا او عينكش را روي بيني قرار دهد و قلم را با انگشتان لرزانش توي دوات فرو برد ، ساعتي از ساعات عمر بشر گذشته است .

 

آينده ، آينده ! آينده ديگه چه كثافتيه ؟ براي من و تو و امثال ما ، آينده اي وجود نداره  . از حالا همه چي براي ما روشنه . دوران پرافتخار بازنشستگي و بعد يك بيماري بسيار كاري و بعد يك تابوت و چند سنگ لحد .