تاتار خندان /ساعدی

تاتار خندان
غلام حسين ساعدي
انتشارات به نگار
رضا دكتري است كه از طرف معشوقش زخم خورده براي همين تصميم مي گيرد قيد همه چيز را بزند و راهي دهي دور دست به نام تاتار شود . رضا بعد از رسيدن به ده متوجه مي شود كه تاتار دو دهكده است تاتار خندان و تاتار گريان و محل زندگي رضا ده تاتار خندان است . داستان زندگي رضا با دهاتي ها ، اخت شدنش با روستا ، مرام و مسلك مردم آبادي و .... آشنايي رضا با مدير مدرسه و دختر او پري است .
كتاب متوسطي بود . اولا خيلي خيلي محيط روستا را خوب دراورده بود . يك حس آشناي خوبي ايجاد مي كرد حالا هر چند ديگه خيلي خوش بينانه و معصومانه به ده نگاه مي كرد ولي خوب بود در مجموع . پايان شاد كتاب هم توي ذوق نمي زد و يك جور اشاره به تقدير بود ولي چيزي كه از جذابيت كتاب كم مي كنه حجم زياد كتاب در مقايسه با موضوعش هست يعني حدود 300 صفحه بدون اتفاق خاصي سپري مي شه . اين موضوع براي من جالب نبود .
خوب آقاي ساعدي هم كه از معروف ترين نويسندگان كشورمون هستند ولي من تا به حال چيزي ازشون نخونده بودم ولي تصميم دارم يك سري از معروف ترين كارهاشونو بخونم . ايشون از نويسنده هاي تبريزي كشورمون مي باشند . اين كتاب را هم توي زندان نوشتند .
قسمت هاي زيبايي از كتاب
خيال مي كني كه تنها تو دلت مي گيره ، تو اين دهيا هر كس براي خودش كلي غم و غصه داره ، من هم كلافه مي شم ، دلم مي گيره ، چه كار بكنم ؟ بايد تحمل بكنم ديگه .
اگر دو نفر در يك چيز شبيه به هم باشند ، حتما شباهت هاي ديگري هم دارند .
آدم بايد دلش پيش كسي گرفتار باشه كه اون هم بهش دل ببنده ، خاطر خواهي يك طرفه كه فايده نداره .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه