آب و خاک /مدرس صادقی

آب و خاک
جعفر مدرس صادقی
انتشارات مرکز
بهمن اسفندیار از تیمسارهای فراری زمان شاه است که اکنون هوای وطن کرده و به ایران آمده تا شاید بعضی از اموال خود را دوباره زنده کند . او در ایران نزد مینو همسر یکی از دوستان متوفایش و دو دخترش لیلا و سیمین به سر می برد و به نوعی با مشکلات این سه زن درگیر است .
خوب البته این کتاب رو هم خیلی طول دادم و زیاد هم به دلم نچسبید یک جور خاصی بود شاید زیادی خطی و صاف بود . نمی فهمیدم لیلا که اون قدر مستقل بود و به اسی محل نمی داد چطور اونقدر شیفته اش می شد که به خاطرش خودکشی می کرد!!! ولی خوب نکته ای که روش تاکید داشت قربانی شدن زنان در برابر مردان و تن دادن زنان به تقدیر بود . یک جور رئالی این مطلب را تصویر کرده بود و این کوتاه آمدن زن ها و فلسفه بافیشون را زیبا تصویر کرده بود . به صورت کلی می تونم بگم کتاب متوسطی هست .که فرم را خوب در آورده ولی جذاب نیست البته شاید شرایط خوندن با فاصله من جذابیت را از بین برد نمی دونم . از این کتاب در جایزه گلشیری تقدیر شد و برای جایزه منتقدین مطبوعات هم کاندید شد .
قسمت زیبایی از کتاب
این حرف ها حرف هایی بود که از فر بدیهی بودن مبتذل به نظر می رسید و از فرط تکراری بودن احمقانه به نظر می رسید ، اما درست بود ، به خدا درست بود .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه