حریق در باغ زیتون
حریق در باغ زیتون
گراتزیا دلددا
بهمن فرزانه
انتشارات ققنوس
فضای داستان مثل بقیه داستان های دلددا بود . سرد و دور در یک محیط دهاتی با موضوعی جالب
اناروزا که عاشق جوئله می باشد با استفانو نامزد می کند و بعد متوجه می شود استفانو عاشق نامادری او نینا بوده است .........
قسمت های زیبایی از کتاب
باد فرو خواهد نشست . آن جنگل خسته ارام خواهد گرفت . بار دیگر همه چیز ارام و بعد باز طوفان خواهد شد و بعد باز ارامش . تنها چاره ادم این است که ثابت بر جای بماند مثل ریشه کوه .نباید به انچه پیرامونش رخ می دهد چندان اهمیتی بدهد . اری باید ثابت ماند . ارام و همه چیز را برای خود درک و توجیه کرد .
باید هر کسی را آزاد گذاشت تا به نحوه خود زندگی کند . چون به هر حال نتیجه یکسان است . یعنی اینکه هرکس عاقبت هرکاری را که دلش می خواهد انجام می دهد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر ۱۳۸۷ ساعت 14:27 توسط فرانک
|
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه