حیوان اندیشمند/مرل
حیوان اندیشمند
روبر مرل
پرویز شهدی
انتشارات تهران
پروفسور سویلا به همراه همکارانش در یکی از سازمان های دولتی ایالات متحده آمریکا در حال بررسی بر روی دلفین ها هستند . آنها بچه دلفینی به نام ایوان یا فا را تحت نظر قرار داده و سعی می کنند تا به او تکلم و خواندن به زبان انگلیسی را بیاموزند . کتاب پر از نکات جالی در مورد دلفین ها ، نحوه تربیت و آموزش آنهاست . در ادامه ترس از به کار گیری این پیشرفت در جهت اهداف سیاسی نامناسب و توطئه ها و درگیری های جهانی دنبال می شود .
جزئیات زیبا و قشنگی در مورد دلفین ها داشت . خیلی به این مسئله علاقه مندم کردم و باعث شد تا در مورد این حیوانات دوست داشتنی بیشتر جست و جو کنم . موضوعش هم جالب بود . کلا آقای مرل ذهن خلاقی توی ایجاد چهارچوب داستان داشته اما به نظر من بیش از حد قضیه را کش می ده . یک جوری حجم کتاب ها با مطلبی که در ذهن داره بگه هم خوانی نداره . در کل کتاب بدی نبود تجربه خوبی بود خوندنش . و بهتره بگیم آقای مرل خودش دکترای ادبیات داشته و حقایق علمی در مورد این کتاب را به کمک زیست شناسان دریایی به دست آورده . و خودش ذکر کرده که دلیل این که محل وقوع حادثه را آمریکا در نظر گرفته این بوده که سیاست های رهبران این کشور باعث ایجاد تشویش در دل مردم جهان می باشد .
قسمت های زیبایی از کتاب
پیر شدن هیچ وقت چیز جالبی نبوده است ، اما پیر شدن بدون کار و پیشه و در حالی که سن از شصت و هفتاد می گذشت ، بدون اینکه انسان مشغولیاتی داشته باشد یا به تحقیق و مطالعه بپردازد ، از همه بدتر است .
این درست نیست ، ابدا درست نیست که می گویند در رنج کشیدن فضیلتی جادویی وجود دارد ، برعکس به عقیده من رنج کشیدن یک نوع فلج شدن ، گونه ای تحقیر است که هرگز هیچ چیز خوب و جالبی از آن منبعث نمی شود ، پس باید بر آن چیره شد .
زمان نابغه هایی که به تنهایی و به کمک وسائلی ابتدایی موفق به کشفیاتی بزرگ و شگفت انگیز می شدند سپری شده است . در حال حاضر پیشرفت های علمی احتیاج به سرمایه گذاری های بزرگ و گروه های متعدد محققین دارند : یا به عبارت دیگر این کار پول فراوان می خواهد . مسئله حالت نسبیت دارد . هر کس از همه ثروتمندتر است ، لزوما کشفیات بیشتری هم خواهد کرد .
کلمه ی زندگی : چه طنز و تمسخری ، چه خود گول زدنی ، فاصله ی کوتاه میان دو نیستی را زندگی نامیدن .
خوشبختی چنان غیرمعمول و کمیاب است که انسان وقتی با آن رو به رو می شود ، به دشواری می تواند تشخیص بدهد .
راه های زیادی وجود دارد برای اینکه انسان هیچ کاری نکند . انسان می تواند خودش را سرگرم کار نشان دهد ، خیلی هم با شور و علاقه و در عین حال هیچ کاری هم انجام ندهد .
در رنج نوعی تحلیل رفتن وجود دارد که انسان را وا می دارد بیشتر خود را تحلیل ببرد . یک نوع قطع عضو کردن که قطع عضو کردن های دیگر را مطالبه می کند .
انسان می تواند تبسم کند ، تبسم کند ، تبسم کند و در عین حال یک خائن باشد .
شما با این اصطلاح " زمان چه قدر به کندی می گذرد " آشنایی دارید . من هرگز تا به حال چنین عمیق مفهوم آن را درک نکرده بودم . هیچ فکرش را نمی توانید بکنید که زمان در اینجا تا چه حد طولانی است . باور کردنی نیست . روزها مثل هفته ها می مانند و هفته ها مثل ماه ها جلوه می کنند .
خنده می تواند ساختگی و ظاهری باشد اما رنج و اندوه حتی بدون دلیل ، هرگز خیالی نیست .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه