راه خطا


گراتزیا دلددا
بهمن فرزانه

انتشارات ققنوس
کتاب در مورد نوکریه که عاشق دختر اربابش می شه و خیانتی که دختر به اون می کنه و ..... راه های خطایی که این وسط هر دو طی می کنند.
به نظر من خیلی کتاب قشنگی بود خیلی خوشم اومد واقعا شخصیت پردازی قوی ای داشت انتهای داستان هم قشنگ بود کلا خیلی خوشم اومد متفاوت بود
این 4امین کتابیه که از این نویسنده می خونم : چشمهای سیمونه و پس از طلاق را قبلا خوندم و اخیرا راز مرد گوشه گیر و راه خطا را خوندم فضای چشمهای سیمونه را زیاد یادم نمی یاد اما 3 کتاب دیگه فضاهای مشابهی دارند روستایی و سرد و پایان های غیر قابل انتظار
دلددا دومین زن نویسنده و تنها زن ایتالیایی است که برنده جایزه نوبل ادبیات شد

 

اقای فرزانه در مورد این کتاب گفتند که یکی از بهترین اثار دلدا است . و "  اولين رمان واقعي دلددا همين «راه خطا»ست كه آن را در سال 1898 نوشت و نام آن را «نوكر» گذاشت بعد از يكي، دو سال نام آن را به «رام نشدني» تغيير داد و بعد از مدتي نام آن را «راه خطا» گذاشت و براي اولين بار آن را در 1916 چاپ كرد و من هم از روي همين نسخه آن را ترجمه كرده ام."

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

 

فرقی نمی کرد به کدام راه پا بگذارند ، به هر حال تمام راه ها به قصاص منتهی می شد .

 

 

 

دختر هم چنان به پیترو فکر می کرد . به ان چشم های زیبا و روشن فکر می کرد ، به نگاهی که نگاه هیچ مرد دیگری به پایش نمی رسید و سر خود را می گرداند و با چشمان مشکی و براق فرانچسکو رو به رو می شد که با اشتیاق و غم خیره اش شده بود . اریاکنون رویا به اخر رسیده بود و واقعیت اغاز می گردید .

 

 

 

به راه ادامه می داد .راه می رفت ، اری در زندگی نیز باید چنین راه پیمود . بدون اینکه با خبر باشی در جاده عمر به چه کسی برخورد خواهی کرد .