راز مرد گوشه گیر



گراتزیا دلددا
 بهمن فرزانه

انتشارات ققنوس

داستان در مورد مردیست که از جامعه گریخته تا به تنهایی زندگی کند و زنی که از جامعه به همراه شوهرش گریخته تا تنها باشد و همسایه مرد می شود .......

به نظر داستان فوق العاده قشنگی بود خیلی خوش اومد هرچند اخر داستان غافلگیر شدم واقعا غافلگیر
اینکه مرد عاشق زن شده بود اما در عین سعادت به همه چیز شک می کرد و حتی ارزو می کرد زن او را رها کند خیلی واقعی و قشنگ تصویر شده بود چون به نظر من اکثرا همین طوره در عین سعادت پر از شک هستیم و گاهی ارزو می کنیم همه چیز از بین بره سردرگمیم البته شک این اقا دیگه خیلی ادامه پیدا می کرد
ولی کلا به نظرم از نظر مباحث روان شناسی خیلی قوی روی داستان کار شده بود

 

 قسمت های زیبایی از کتاب

 

همه ما یک چیز می گوییم و خیال می کنیم از سایرین بیشتر رنج کشیده ایم ولی غم برای همه یکسان است ، یکنواخت مثل داستان های عشقی.

 

 

 

حالا اینجا در کنار دریا به هم رسیده ایم ، در مرز حقیقت و رویا . نمی توانیم پا فراتر بگذاریم ، از شدت سعادت خواهیم مرد .