بازنشستگي و داستان هاي ديگر

 

  محمد محمدعلي

 

 انتشارات كاروان

  كتاب مجموعه اي از داستان هاي كوتاه است . كتاب بدي هم نيست من خوشم نيومد اما يك جورايي دليلش سليقه شخصي بود وگرنه داستان ها بد نيستند و  مسلما كتابي نيست كه از خوندنش پشيمون بشيد . يعني يك جوري روان و خوب مي نويسه ها اما از جايي به مطلب نگاه مي كنه كه مطلوب من نيست و دوست ندارم . يك جوري انگار خيلي قديمي بود الان سبك ها و زاويه ديدهاي قشنگ تري مي شه پيدا كرد . موضوعاتش خيلي كهنه است براي فضاي الان جامعه . در حقيقت به اوايل انقلاب و زندگي كارمندهاي رتبه پايين جامعه پرداخته

 البته قابل ذكر است كه دو داستان اول كتاب در سال 1346 چاپ شدند و برند‌‌‌‌ه‌ی لوح تقد‌‌‌‌یر بیست سال د‌‌‌‌استان‌نویسی 1377 نيز شدند

 

مرغداني : در مورد آبدارچي دل نازكي كه بعد از استعفا از اداره در يك مرغداني استخدام مي شود . كار او انتخاب و كشتن مرغهاست . قشنگ بود خوشم اومد

 بازتشسته : مردي كه صاف و ساده وارد سيستم اداري شده و به صورت ادمي دغل خارج مي شود . بد نبود

 پشت شيشه مشجر : مردي كه از بي پولي با زني پولدار ازدواج مي كند . موضوعش خيلي تكراري بود

 بين خواب و بيداري (كمي روشن كمي تاريك ) : پسر دربان كه به واسطه جنگ رفتن به مقام هاي بالا مي رسد . تكراري بود شديد اما لحن و بيانش خوب بود

 پوسترهاي دو پولي : همچنان در مورد كارمندهاي دون پايه دولت . مردي كه بني صدر را مسخره كرده و در روزهاي سقوطش به تبليغ براي اون دست مي زنه . اصلا خوشم نيومد خيلي بد بود

 

 قسمت هاي زيبايي از كتاب

 اين شكم من از حيف حيف هايي كه سر سفره غذا مي گويم اين قدر بزرگ شده . هي زن و بچه ها نخوردند و من گفتم حيف است و خوردم .

 

 شكار چيز خوبي است به شرط اينكه آدم تا جا دارد بزند و كوله پشتي اش را پر كند .

 

 ببخشيد جسارت مي كنم جناب رئيس جمهور ! انقلاب كرديد مباركتان باشد . به كشورتان حمله كردند تسليت عرض مي كنم ولي اين ها دليل نمي شود كه طلب مردم را به موقع ندهيد .

 

 جناب شهبازي كار بسيار خوبي كرديد كه زديد زير گوش من . آويزه گوشم شد تا هر روز بزرگ و بزرگ تر شوم . آن قدر بزرگ كه خطاي زيردستانم را ناديده بگيرم .