نی سحرآميز

 

بوهومیل هرابال

پرویز دوایی

 

انتشارات آگه

نی سحرآمیز :حکایت خودسوزی جوانان در اعتراض به حکومت دیکتاتوری

یک روز در ماه اوت : تعریفی از زبان همسر هرابال در مودر دیدار هرابال و هاینریش بل

بئاتریس : خواهر روحانی مسئول نگه داری از بچه های عقب افتاده  . این مورد جز داستان های ممنوع بوده

پری دریایی : پسری که می خواهد روی سینه اش یکی قایق خالکوبی کند . ( داستان را در زمان ممنوع القلمی نوشته)

مرواریدهای اعماق : خاطرات چاپ اولین کتاب . این داستان هم ممنوع بوده

پادوی هتل : پسری که در هتل کار می کند و تصمیم دارد به کلوب برود .

روشنایی های شهر : چراغ ها نور آنها و شگفتی از این زیبایی

پرنده زرد : پرنده عجیبی که یک نیمه شب پیدا شده

عمو پپین من : عموی خوش مشرب پسر و رو شدن خالکوبی نزد پدر

مادام کاملیا : پدر مریض شده گربه اش نیست دختر در حال اماده شدن است

سرشاخه های شکسته : رابطه مرد نویسنده و اطرافیان

آن روز بعد از ظهر : گفت و گو با هاینریش بل در مورد جنگ

پدربزرگ : پدر بزرگی که گاهی خیلی عصبی می شود

کافکائیه : مرد راه می رود می بیند فکر می کند و ...

آن هاله سفید برفی : پیش بینی مرگ از سوی کسی که قطعا نویسنده بود

یکی دیگه از تازه های نشر یک مجموعه داستان کوتاه انتخابی از آقای هرابال هست که اتفاقا مجموعه قشنگی هم شده و چیزای خوبی انتخاب شده و ترجمه روان و قشنگی هم داره بعد از تنهایی پر هیاهو این بهترین کتابی بود که از هرابال خوندم هر چند خوب قطعا ارزش همه داستانا یکسان نیست .

 

قسمت زیبایی از کتاب

گاهی از شرم سرخ می شود، چون که خودش هم قدری احساس گناه می کند و گناه است که باعث سرخ شدن چهره می شود .