زیبا و ملعون/ جرالد

زیبا و ملعون
فرانسیس اسکات فیتز جرالد
سهیل سمی
انتشارات ققنوس
آنتونی جوان خوش روحیه ای است که شاد بوده و احتمالا در آینده با مرگ پدربزرگ پولدار خواهد شد با گلوریا دختر جوان بسیار زیبا و یه جورایی الکی خوش ازدواج می کنه و کلا زندگی خوشحالی دارن بریز بپاش مهمونی بدون کار کردن با یک عالمه دوست و رفیق که انگار شخصیت هیچ کدوم منطقی و باثبات نیست و پدربزرگ اصلا این شیوه را نمی پسنده ...
نشون دادن زندگی تعدادی جوون با رویاهای جوانی بدون منطق یه جور رویارویی رمنس و رویا با منطق و خشونت جهان واقعی اینکه گذشت سال ها چه طور فکرها نظرات را عوض می کنه چطور ادم از سمت رویا به واقعیت می ره و ...من موضوعش تحلیلاش و روندش را دوست داشتم قشنگه اما کلا مثل همیشه با سبک نوشتنش مشکل دارم به نظرم خشک می نویسه و طولانی یه جورایی حتی وقتی موضوع براتون جالبه به کتاب چسبیده نمی شید .
در ضمن از روی این کتاب فیلم صامتی هم ساخته شد که فروش خوبی داشت اما فیتز جرالد شخصا اصلا خوشش نیومد
قسمت های زیبایی از کتاب
زندگی نامه ی هر زنی با اولین عشق شروع می شه و با آخرین بچه ای که به دنیا می آره تموم می شه .
کاری نمی کنم ، چون کاری که ارزش انجام دادن داشته باشه از دستم بر نمی آد.
هر جا که می ریم و ترکش می کنیم و به یه جای جدید می ریم ، یه چیزی برای همیشه از دست می ره – یه چیزی از وجودمون اونجا جا می مونه .
بعضی چیزا وقتی از دست می رن شیرین تر می شن .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه