غنیمت/ کرمیار

غنیمت
صادق کرمیار
انتشارات نیستان
مرد سال ها قبل در جنگ ایران و عراق همسرش کشته شده و دختر نوزادش نیز گم شده است . الان او در تهران زندگی می کند زندگی جدیدی دارد همسر و 2 فرزند و زمان حمله آمریکا به عراق است که در گزارشات تلویزیونی دختری را می بیند که از روی گردن بندش متوجه می شود همان نوزاد سال ها قبل است دخترش در دریا که الان در عراق و در زیر بمباران است . مرد می خواهد به هر طریقی شده دنبال او برود و نجاتش دهد .
خوب بود راستش شاید یک ذره چهارچوب داستان و موضوعش به نظر آبکی و هندی بازی بیاد که خوب واقعا هم هست با این حال باید بگم توی ذوقم نمی زد شاید نحوه روایتش که هرزگاهی راوی عوض می کنه شاید لحن قصه گوش یا ... باعث می شه هنوز براتون جذاب باشه و بخواهید بخونیدش . باید بگم در جایزه ادبی جلال احمد این کتاب نامزد رمان برتر بوده . البته از نظر شخصی من که کتاب هنوز جاتی ویراستاری داشت .
آقای کرمیار علاوه بر نویسندگی کتاب به کارگردانی و کارهای مطبوعاتی هم اشتغال دارند .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه