پدر ، عشق و پسر

 

سيد مهدي شجاعي

 

انتشارات نيستان

داستان در مورد عاشوراست و از زبان يك اسب حكايت مي شه . اسبي كه زماني كه پيامبر 5 ساله اش بوده به ايشون هديه داده مي شه و چون پيامبر پا د ركابش مي كنن عمر اسب بسيار طولاني مي شود و نهايتا به علي اكبر مي رسد كسي كه مي گويند چهره اش بسيار شبيه به حضر محمد است . داستان در مورد عشق امام حسين و علي اكبر و دل كندنشون از هم در روز نبرد هست .

هي بد نبود بهتر از چيزايي بود كه قبل ازش خونده بودم هم يك تنوعي داشت گوينده داستان هم ديگه محو جمله پردازي شده بود و از سياه سفيد كردن هاي رو اعصابش كناره گيري نموده بود .