پدر ، عشق و پسر / شجاعی

پدر ، عشق و پسر
سيد مهدي شجاعي
انتشارات نيستان
داستان در مورد عاشوراست و از زبان يك اسب حكايت مي شه . اسبي كه زماني كه پيامبر 5 ساله اش بوده به ايشون هديه داده مي شه و چون پيامبر پا د ركابش مي كنن عمر اسب بسيار طولاني مي شود و نهايتا به علي اكبر مي رسد كسي كه مي گويند چهره اش بسيار شبيه به حضر محمد است . داستان در مورد عشق امام حسين و علي اكبر و دل كندنشون از هم در روز نبرد هست .
هي بد نبود بهتر از چيزايي بود كه قبل ازش خونده بودم هم يك تنوعي داشت گوينده داستان هم ديگه محو جمله پردازي شده بود و از سياه سفيد كردن هاي رو اعصابش كناره گيري نموده بود .
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 8:50 توسط فرانک
|
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه