سه دختر گل فروش

 

مجيد قيصري

 

انتشارات سوره مهر

بار : مرد در حال بردن مجروحي به پشت خط مقدم .
بوم غلتون : بعد از جنگ در دهي مشغول جاده سازي هستند و بچه ها دلشان مي خواهد سوار بوم غلتان شوند.
صلح : بعد از جنگ است اما سالك هنوز كينه عراقي ها را دارد .
ديدگاه : در مورد ديده باني در زمان مثلا بعد از جنگ
نفر سوم سمت چپ : نقاش براي كار به خانه اي رفته كه عكس زمان رزمندگي اش را مي بيند .
ماندگاري : مرد آمده تا خبر شهادت پسر را به پدرش بدهد .
آداب سفر : تركش درون بدن مرد در حال حركت است .
عطر عربي فردوس : مرد براي شناسايي آمده اما خاطراتش زنده مي شوند .
گيرنده شناخته نشد : نامه رسان جبهه به سر تصادفي رسيده است .
نيستان : مرد به جست و جوي جنازه ها اومده .
پدر ساكت ما : مرد بعد از جبهه تصميم دارد سر كار برود اما جايي بدون سقف .
ماهي آزاد : پسر بعد از جنگ حالات خاصي دارد و از خانه فراري است .
كرك جواني : كشته شدن نوجواني در جنگ .
لك لك ها : مرد آمده تا به خانه شان سر بزند .
يك اسم عربي : زن در حال بررسي اسباب شوهرش .
بنويس تا دير نشده : مرد اسير بايد نامه اي براي خانواده اش بنويسد .
نقش نعش : مرد به ياد دوراني كه مجروح در زيرزمين بوده .
برف : شناسايي منطقه در برف
مواظب باش : ماهي گيري در جبهه .
سيب كال : كردي كه دنبال جنازه سربازها مي گردد در برف.
چاپ فوري : چاپ اعلاميه فوت براي يك سرباز .
يونس بر لب آب : پسري كه فكر مي كند درون شكم ماهي ها پلاك رزمندگان است .
جنگل بلوط : قاطرها را براي كمك به رزمنده ها آورده اند اما الان بلاي جانشان شده اند .
چيزي كه بوده و ديگر نيست : مرد دارد فكر مي كند چه بلايي سر پاي قطع شده اش آمده .
سه دختر گل فروش  : سروان وارد يك مغزاه مشكشو مي شود كه سرهنگ عراقي به سه دختر ايراني در حال صحبتند .
جنگ بس است : نويسنده مي گويد كه چرا هميشه از جنگ مي نويسد .

جنگي بود ، جنگي نبود : اينم كه قبلا تعريف كردم .

اين بار سراغ يك مجموعه داستان كوتاه از آقاي قيصري رفتم . بد نبود راستش من خوشم نيومد چندان چون موضوعات همه اش از جنگ بود كه زياد برام جالب نبود و بعد چيز تازه اي هم نگفته بود اما قلمش خوبه يعني چيزي كه مي خواسته بنويسه را خوب نوشته . اين كتاب برنده جايزه قلم زرين شد .

 

قسمت زيبايي از كتاب

آدمام تاريخ مصرف دارن . يا مي ذارنشون كنار يا خودشون بايد برن كنار .