وقتشه با من زندگي كني/ اوتس

وقتشه با من زندگي كني
جويس كرول اوتس
مهري شرفي
انتشارات مركز
گرما : دو دختر بچه دوقلويي كه توسط يك پسر عقب افتاده به قتل مي رسند .
ليلالي : زن با مردي كه از همسر قبلي خود يك پسر دارد ازدواج مي كند . روابط پدر و پسر خوب نيست.
در جست و جوي خانه : زن و مرد جوان در بحران عصبي مرگ نوزادشان هستند و مرد به دنبال خانه در شهري جديد است .
نوزاد گريان : زن در خانه مدام صداي گريه نوزادي را مي شنود .
خانواده : خانواده هنوز هست حتي در جنگ حتي وقتي پدر مي رود و مادر مرد ديگري را به عنوان پدر جديد معرفي مي كند و ...
برهنه : زن در حال رفتن به خانه است كه تعدادي پسر بچه به او حمله كرده و زخمي و برهنه اش مي كنند .
احساس : به مرد خبر مي دهند كه همسر سابقش خودكشي كرده است .
وقتشه با من زندگي كني : دخترك كه شب ها خوابش نمي برد شبي به نزد مادربزرگش مي رود كه او هم بيماري بي خوابي دارد .
خريد : قرار است مادر و دختر براي خريد لباس بيرون بروند . قراري است كه سال هاست در حال انجامش هستند .
اين بار رفتم سراغ يك مجموعه داستان كوتاه از اوتس . نويسنده امريكايي كه انواع و اقسام نوشته ها را داره از نقد گرفته تا رمان و داستان كوتاه . قشنگ بود به نظرم خيلي قشنگ مدرن و روان شناسانه بود . از موضوع داستان ها از اون حالت گيجي و مبهم بودنشون خوشم مي يومد ناكاميشون اذيتم مي كرد و كلا خيلي با داستات قبلي فرق داشت اصلا درك نمي كنم نويسنده هر دو يك نفره .
قسمت هاي زيبايي از كتاب
پيوندهاي خوني از همه چيز قوي ترند .
من اگه تو رو نداشته باشم هيچي ندارم . خودت اينو مي دوني .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه