کلیسای جامع



ریموند کارور
فرزانهطاهری
 

انتشارات نیلوفر

کتاب مجموعه ای از داستان های کوتاه کارور است . بیشتر به تنهایی و سرگشتگی آدمها و نا پایداری اوضاع پرداخته .... ناپایداری اوضاع اطرافمون ، احساساتمون و خیلی زیاد تنهایی و سرگشتگی.....
عالی بود حتما توصیه می کنم بخونید .... داستان های خوبی داشت و عمیق ......به خصوص از داستان "هیچ کس حرفی نزد"، " وقتی از عشق حرف می زنیم از چه حرف می زنیم" ،" کلیسای جامع" و " خانه چف" خوشم اومد ..... یعنی همشون خوب بودند نمی تونم انتخاب کنم ... اگه به داستان کوتاه علاقه مندید این کتابو از دست ندهید اگه هم نیستید شاید بتونه علاقه مندتون کنه ..... به خصوص یک داستان داره که دوبار توی کتاب نوشته شده یکی کوتاه تر یکی بلندتر و ... به نظرم اومد چه قدر کوتاه بودن یک داستان کوتاه و نا پیدا بودن اخرش چیز جالب و دوست داشتنی هست
ریموند کارور را پدر موج نو در ادبیات داستانی و استاد مینی مالیسم شمرده اند .
جالبه بدونید اولین باری که داستانش توی یک مجله چاپ می شه مجله رو با خودش می بره توی تخت خوابو این طوری جشن می گیره

داستان ها شامل : می شه لطفا ساکت باشی ، همسایه ها ، شما دکترید ، پدر ، هیچ کس حرفی نزد، آلاسکا مگر چه خبر است ، حالا این یکی را ببین ، وقتی از عشق حرف می زنیم از چه حرف می زنیم ، چرا نمی رقصید ، عدسی چشم ، حمام ، این همه آب و این قدر نزدیک به خانه ، صحبت جدی، کلیسای جامع؛ خانه چف ، حفظ الصحه ، یک کار کوچک و خوب ، مراقب باش، از کجا دارم تلفن می کنم .

 

 قسمت زیبایی از کتاب

 کیست که بتواند در باره موقعیت کس دیگر قضاوت کند ؟