مردان کوچک

 

لوئیزا می آلکوت

شهین دخت رئیس زاده

 

انتشارات علمی و فرهنگی

کتاب مردان کوچک رمانی هست با حال و هوای زنان کوچک و در حقیقت یک جورایی ادامه اون کتاب . البته داستانش به زنان کوچک ربطی نداره اما با همون کارکترها نوشته شده . جو بزرگ شده با آقای بائر ازدواج کرده و دو تا پسر کوچیک هم داره . اونها یک مدرسه شبانه روزی با چند تا پسر بچه کوچیک را اداره می کنند که خیلی از اونها بی سرپرست و فقیر هستند . جو سعی می کنه با شیطنت پسرها کنار بیاد و زیبایی و در عین حال شجاعت و پایداری را توی زندگی نشونشون بده . فصل های مختلف هم حکایت ماجراهای مختلف توی یک مدرسه پسرونه است !

سرگرم کننده است روان و قشنگ نوشته شده و برای من کتاب نسبتا خوبی بود . شاید نسبتا هم برگرده به قضیه کاراکترها خوب توی زنان کوچک من عاشق جو یا همون کتی خودمون بودم به نظرم ایده قشنگی نبود کاراکتر به اون محبوبی را این قدر تغییر بده و از یک دختر جسور و شیطون یک زن مهربون خانه دار درست کنه که اصلا هم دیگه به فکر داستان نوشتن و نویسنده شدن نیست . خوب راستش وقتی بچه بودیم این را هم شنیده بودم که عاقبت کتی زن جو نمی شه و همون ایمی یا سارا باهاش ازدواج می کنه اما بازم برام شوک ناراحت کننده ای بود :دی خوب در حقیقت قضاوت هیچ مبنای ادبی نداره نویسنده قهرمان های من را به سرنوشت مورد پسنم نرسونده و برای همین کتابش اون قدرها هم برام محبوب نیست .

خانم آلکوت نویسنده آمریکایی هستند و از روی این کتاب هم مثل زنان کوچک برداشت های تلویزیونی زیبایی درست شده ظاهرا من که ندیدم .

 

قسمت زیبایی از کتاب

عشق و محبت گلی است که در هر خاکی می روید و بدون توجه به یخ بندان پاییز و برف زمستان معجزات شیرینی می کند و در تمام طول سال جوانه می زند و تمام کسانی را که آن را هدیه می گیرند یا هدیه می دهند غرق در خیر و برکت می کند.