پدرو پارامو



خوان رولفو
احمد گلشیری

 

انتشارات ققنوس


کتاب در مورد پسری است که در جست و جوی پدر خویش به دهکده ای می رود و در حقیقت داستان با این جمله شروع می شود
"من به کومالا امدم چون به من گفتند که پدرم ، پدرو پارامو نامی ، اینجا زندگی می کرده"

به نظرم شروع بی نظیری داره


داستان با روند عادی جلو نمی ره و اوایلش شاید داستان خیلی سختی به نظر بیاد اما با جلو رفتن کم کم متوجه قضیه می شید
کتاب جالبی بود یعنی موضوعش بعدا که متوجه قضیه شدم جالب شد برام با روند تازه ای شما را با کل قضیه داستان اشنا می کنه حالت یک داستان گویی صرف نیست در کل کتاب خیلی خوبی بود