زر باران

 

دونالد بارتلمي

احسان لامع

 

انتشارات نگاه

زر باران : مرد قرار است در برنامه اي تلويزيوني براي پول ظاهر شود
ظهور كاپيتالسم : نوعي كنايه به صورت تعريف از كاپيتاليسم
سلطان جاز : مردي كه اكنون سلطان جاز شده ولي احساس مي كند نوازنده ديگري بهتر از او مي زند .
دوميه : اينو ديگه واقعا نمي دونم چي بگم
تهديد كلبي : مردي كه قرار است اعدام شود
خانم مندابيل و من : مدري كه با سن زياد دانش اموز ابتدايي شده
رابرت كندي از غرق شدن نجات يافت : در مورد جنبه هاي مختلف زندگي كندي
خنگ : مردي كه دائم در امتحان نويسندگي رد مي شود
عزيمت : مرد قرار است عمل شود و بالاي لب او را بردارند

راستش خوشم نيومد زياد ارتباط باهاش برقرار نمي كنم موضوع خيلي خاصي را دنبال نمي كنه اين جور مواقع داستان هاي كوتاه يا بخش بخش به دلم مي شينه ولي وقتي نوشته هاش طولاني مي شه از دستم در مي ره و ديگه خيلي تو حسش نمي مونم .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

آخر سر يك دلبستگي خاص احساس مي كني وقت رفتن است .

 

بايد در برابر عادت ها مبارزه كني . اگر چنين نكني بر تو مسلط مي شوند .