از یاد رفتن

 

محمدحسین محمدی

 

انتشارات چشمه

کتب قبلی داستان کوتاه های آقای محمدی بود و این یکی هم رمانی از ایشون هستش .

شخصیت اصلی کتاب سید میرک شاه آغا است که با همسر پیر و دخترش در افغانستان زندگی می کند . او هر شب به اخبار رادیوهای غربی گوش می کند تا در جریان اوضاع قرار داشته باشد . او دخترش را مجبور می کند که تمام وقت در زیرزمین زندگی کند تا مبادا به چنگ طالبان بیفتد . اکنون دو روز است که باتری رادیواش تمام شده و می خواهد به شهر برود تا برای رادیو باتری بخرد و رمان در حقیقت شرح یک روز از زندگی اوست . پیری و فراموشی اش و شرایط کلی زندگی افغانستان .

توی رمان نویسی هم مهارت خوبی داره آقای محمدی و داستان قوی و منسجمی درآورده پرکشش هست و به صورت ضمنی و غیرمستقیم خیلی از دشواری ها و تضاد زندگی افغان را هم هویدا می کنه که خیلی ظریف و جالب این کار را کرده ولی خوب دوباره زیادی کلمات افغان دردسرساز هست . این شیوه درست بومی نویسی نیست . توی بومی نویسی فقط حالت دستور زبان و تک و توک کلمات غیرآشنا را لحاظ می کنند نه این همه لغت برای همین باز هم می گم کتاب متوسط بود.

این کتاب برنده جایزه نویسند‌ه‌گان و منتقدان مطبوعات شده است .