دويدن در ميدان تاريك مين /مستور

دويدن در ميدان تاريك مين
مصطفي مستور
انتشارات چشمه
دويدن در ميدان مين تنها نمايش نامه آقاي مستور هست . در 4 پرده نوشته شده و ظاهرا در پادگاني جريان داره كه اختناق شديدي برپاست و سربازها را خيلي اذيت مي كنند . در حقيقت شاهد هستيم كه كوهي كه فرمانده مركز هست ، اميرماهان و ياقوت را به دليل عاشق شدن و تفكر در مورد چيستي دنيا و خدا مورد بازخواست قرار مي دهد . كلا كه بايد يك چيز فلسفي و لايه دار باشه كه البته من ارتباط زيادي باهاش برقارر نكردم و خوشم نيومد .
سر و كله ي شخصيت هاي اميرماهان و كوهي داستان حمايت عشقي بي قاف بي شين بي نقطه در اين نمايش هم پيدا مي شه . اين كتاب به عنوان نامزد بخش هنري جایزه ی کتاب سال دفاع مقدس معرفی شد .
قسمت هاي زيبايي از كتاب
وقتي هيچ چيزي رو نشه پيش بيني كرد ، معني ش اينه كه وقتي شما كاري رو انجام مي ديد نيروهاي ديگه اي به جاي شما نتيجه ي كارها رو تعيين مي كنند . و اين دقيقا يعني بي نظمي . به تعبير خودش يعني دويدن در ميدان مين اون هم در تاريكي محض .
غروب بود . من زل زده بودم به پشت دست هاش . هر دو وحشت كرده بوديم . بس كه نزديك شده بوديم به هم . بس كه معصوميت ريخته بود آن جا ، پشت دست ها . بعد ، من ، با انگشت اشاره ، خطي فرضي و مورب ، درست از وسط ساعد تا انگشت كوچك دست راست اش كشيدم و به او گفتم عميقا دوستش دارم .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه