من زنده ام

 

معصومه آباد

 

انتشارات بروج

سال نشر : 1392

داستان زندگی خانم آباد هست دختری که در خانواده ای کارگر در آبادان به دنیا می یاد خیلی پرجمعیتن ولی پدرش به تحصیل بچه ها اهمیت زیادی می ده از بزرگ شدنش در چنین خانواده ای روزهای انقلاب جنگ و اسیر شدنش در همون روزهای شروع جنگ صحبت می کنه با لحن بسیار بسیار ساده و دور از تکلفی .

این هم دومین زندگی نامه. اومدم سراغ این کتاب که در جایزه کتاب دفاع مقدس به عنوان اثر برگزیده دیگر نوشت انتخاب شد و خوب فروش خوبی هم کرد .  یه خاطره های جالبی داره ولی قلمش خیلی خیلی ابتدایی هست نمی تونه راضیتون کنه اگر اهل ادبیات جدی تر هستید . نمی خوام صحبت بیشتری بکنم بهتره خودتون با توجه به حال و هواش تصمیمی بگیرید برای خوندنش ولی من خوشم نیومد .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

مثلا همه می دانستیم تولد من وقت خرما خوران بوده و تولد احمد خرما بر درخت بوده و علی هنگامی که خارک بر درخت می خوردیم و مریم هنگام خرماپزان به دنیا آمده . این تقویم کاملا درست بوده و ما حتی وقتی بزرگ شده بودیم برای اینکه بدانیم کی متولد شده ایم نمی پرسیدیم کی تاریخ تولد من است ؟ فقط می پرسیدیم موقع تولد من حال و روز و مزه خرما چه طور بود ؟

 

آدم ها در لحظه ی ترس خیلی به خدا نزدیک تر می شوند اصلا این ترس است که به یاد آدم ها می آورد همه چیز دست خداست.