خون خورده یا سرخ سیاه

 

مهدی یزدانی خرم

 

انتشارات چشمه

سال نشر : 1397

 

داستان خانواده سوخته هست با فرزندانشون در زمان جنگ . پسرهای جوانی با روحیات متفاوت و سرنوشت هایی مشابه ناصری که درسش تمام شده عاشق دختری است و می خواهند به خارج بروند مسعودی که که به جنگ رفته و به نیروهای چریکی پیوسته منصوری که عکاس معروفی شده و راهی ماموریتی به بیروت می شود محمودی که کتاب خوان است عاشق دختری سیاسی شده و طاهری که بعد از فوت تمام پسرها طی یک ماه به دنیا می آید و .....

خوب گفته بودم 3 تا از تازه های نشر توی برنامه ام بوده که هنوز مونده یکیش بالاخره به دستم رسید از آقای یزدانی خرم فقط منچستر را خونده بودم و دوست داشتم و دیدم که کتاب جدید هم نقدهای خوبی گرفته و استقبال هم ازش زیاد بوده . خیلی هم قشنگ بود زندگی توی جنگ آدم ها و فکرهای متفاوت و سرنوشت هایی که در انتظارشون بود جبر زمانه شرایط اون روزها آرزوها فکرها و قلم خیلی خوب و روانشون .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

گاهی اواقت مردن بهترین اتفاق عالم است . به خصوص در جنگ .

 

"درسته جناب سرهنگ اما اگه بخوای ده تا زن رو که قطعا ضعیف شدند و لاجون رد کنی از خط محاصره اون هم در حالی که دست بالا با بعثی هاست ، دیوونگیه با این حال ...." و همیشه در تاریخ مسئله همین " با این حال" است . تاریخ را استثناها می سانزد.

 

تاریخ پر است از این لحظه ها آدم هایی که می خواهند ناگهان کار را یکسره کنند و بروند گوشه ای و آن قدر زندگی کنند که جوانی بشود خاطره ای دور خیلی دور .....