ما در برابر شما

 

فردریک بکمن

الهام رعائی

 

انتشارات نون

سال نشر : 1397

فردریک بکمن را خیلی دوست دارم یعنی کلا توی ایران خیلی زود جای خودشو باز کرد . کتاب شهر خرس ها را اگه خونده باشین یا یادتون باشه معرفیش را قضیه یه شهر ساکت بود که قرار بود با قهرمانی تیم هاکی جون بگیره و ماجرا بین کاپیتان این تیم و دختر مربی و .... این کتاب ادامه همون کتابه بعد از اون حوادث ماجراهای شهر و ....در حقیقت کوین پسری که به مایا تجاوز کرد و کاپیتان تیم بود از شهر می ره . رکود شدیدی اومده همه خواهان رفتن پیتر از باشگاه هستند تهدیدش می کنند ولی این وسط یک اسپانسر جدید پا به میدون می ذاره شروطی داره و در قبالش حاضره تیم شهر را نجات بده.بچه ها سعی دارند از اون قضیه تبعات روحیش نجات پیدا کنند و کلا افرادی که به دنبال یافتن خودشون هستند .

به نظر من همچنان زیباست همچنان با کشش زیاد قلم روان و یک عالمه جملات زیبا که البته من همه را هم ننوشتم . یک جور قشنگی مثل اینکه مثلا می یاد می گه این اتفاق افتاد واکنش انی اون شخص این بود و ما همش می گیم اولین جواب بهترینه ولی این طور نیست کاشک نکرده بود چون چند سال بعد در چنین حالتی چنین چیزی یادش می یاد و چنین فکری می کنه نمی دونم چه طور می شه شفاف تر گفت اما اون تحلیل لحظاتشو دوست دارم.

 

قسمت های زیبایی از کتاب

برای بچه ها همه کار می کنیم ، آن ها هیچ گاه این را درک نخواهند کرد ، چون وسعت عشق بی قید و شرط را درک نمی کنند.

 

مردم یک دروغ ساده را ترجیح می دهند به یک راست پیچیده ، چون دروغ مزیتی دارد که شکست ناپذیرش می کند : حقیقت باید بتواند تمام جزئیات یک حادثه را باز کند و شرح دهد اما دروغ فقط کافی است باور کردنی باشد .

 

بدترین چیزی که ما درباره شما می دانیم این است که به شما وابسته ایم . که کارهای شما روی زندگی ما تاثیر می گذارد ، نه فقط کارهای کسانی که ما انتخابشان می کنیم ، نه فقط کارهای آنها که دوستشان می داریم ، بلکه حتی کارهای شما آدم های بی شعور ، همین شماها که هیچ صفی را رعایت نمی کنید ، همین شماهایی که نمی توانید درست رانندگی کنید ، همین شماهایی که از سریال های مزخرف تلویزیون خوشتان می آید و توی رستوران بلند بلند حرف می زنید و بچه هایمان توی مدرسه از بچه هایتان اسهال و استفراغ می گیرند . همین شماها که کج پارک می کنید و مشاغل ما را قاپ می زنید و به حزب ها و آدم های ناجور رای می دهید . شماها بر لحظه لحظه ی زندگی ما تاثیر دارید . خداوندا! به همین دلیل از شما بیزاریم.

 

زندگی گاه خیلی بی رحم است . خیلی بی رحم . آن قدر بی رحم که نمی توان تحمل کرد .

 

می دونی چرا نباید به مردها اعتماد کرد ؟ چون عاشق مردهان ! هیچ کس اون جوری عاشق مردها نیست که خودشون عاشق خودشونن ، میرا! مردها حتی به ورزشی که مردها انجامش ندن نگاه هم نمی کنن !