پنه لوپه به جنگ می رود/فالاچی

پنه لوپه به جنگ می رود
اوریانا فالاچی
فرشته اکبرپور
انتشارات نگاه
سال نشر : 1397
جوآنا دختر ایتالیایی جوان از سوی کارفرمای خود برای پیدا کردن موضوع فیلم جدیدش به آمریکا فرستاده می شود و از این بابت بسیار هیجان زده است فرانچسکو معشوق وی از این سفر دل نگران و ناراحت است اما جوآنا در ته دل امید دارد ریچارد عشق کودکی اش را در آمریکا باز یابد .
مسائلی مختلفی مانند احساسات عشق وفاداری که توی وجود آدم باقی می مونه از طرف دیگه شرایط زندگی پر زرق و برق سرمایه داری همه مسائلی هستند که توی کتاب بهش می پردازه و زبانشم جذاب تر از قصه های قبلش هست .
خوب من فالاچی را زیاد دوست ندارم فقط نامه به کودکش را دوست دارم که متاسفانه خلاصه اش هم توی وبلاگ نیست و باید یه زمانی حتما اماده اش کنم اما به هر حال کتاب جدید از تجدید چاپ ها داشت و فرصت خوبی بود برای دوباره سراغش رفتن.و تجربه خیلی خوبی هم بود یعنی از تمام کتاب هایی که تا به حال از فالاچی خوندم اینو بیشتر دوست داشتم نحوه لطیف نوشتنش اون بررسی احساسات واکنش ها همه به نظرم خیلی ژرف و قشنگه و دیدش به زن هم همین طور.
قسمت های زیبایی از کتاب
عوامل مهم زندگی مثل متولد شدن، دوست داشتن و مردن به ساعت نگاه نمی کنند و منتظر آن نمی شوند.
بعضی اوقات مردگان زنده تر از زندگان هستند .
در این دنیا همه چیز فراموش می شود همه چیز . هیچ چیز در این دنیا ارزش ندارد .
انسان های خوب یا بد وجود ندارند. فقط لحظاتی وجود دارد که طی آن ما بد یا خوب هستیم .
جنگ حقیقی همانی نیست که دو احمق قادرند با فرو ریختن بمب ها آغازش کنند جنگ واقعی مبارزه ای است که در مقابل عشق یا تنفری که از اراده ی تو خارج است انجام می دهی .
زندگی بدون این روشن کردن ها به اندازه کافی سخت هست. این وسواس تو درباره ی شکافتن حقایق زندگی و روشن کردن هر چیز کشنده است .
اول من تو را می خواستم و تو مرا نمی خواستی حالا تو مرا می خواهی و من تو را نمی خواهم . هیچ وقت دو انسان به موقع در برابر هم قرار نمی گیرند.
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه