دوشنبه های آبی/کاتب

دوشنبه های آبی
محمدرضا کاتب
انتشارات صریر
سال نشر : 1375
یک پسر جوونی هست توی جبهه که آموزش نظامی تئوری ندیده سن و سالی هم نداره اما فرمانده است بهش می گن بابا و دیگه خیلی خوبه روش نمی شه بگه فرمانده ام گماشته نداره همه کاراشو خودش می کنه مرخصی نمی ره و از این جور چیزا یک فرمانده اکادمیک تر و باتجربه ترم داریم که حالا داره می فهمه بله بابا چه گوهریه .
خیلی بد بود اصلا یک کلیشه افتضاح یعنی همشو می شه از بر گفت چیزی به اسم ادبیات نداره البته خداییش دل آدم به درد می یاد وقتی یادش می یاد چه افرادی توی جنگ رفتند با همه وجودشون چه قدر جوون اما من شخصا از این ساده نوشتنها و سفید و سیاه کردنا خیلی بدم می یاد و شخصا هم معتقدم تجربه یه فاکتور بسیار مهم و غیر قابل اغماض هست .
مقدار معرفی نویسنده های ایرانی خیلی توی سایت بالا رفته اما راستش دیدم یکی دو تا نویسنده هستند خیلی پرکارند و من واقعا هیچی ازشون معرفی نکردم و دیدم هر جور حساب کنیم وقتشه بیام سر معرفیشون اولین گزینه هم نویسنده و کارگردان تهرانی کشورمون آقای کاتب بودند .
قسمت زیبایی از کتاب
نباسد بذاریم جنگ بی رحممان کنه .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه