شهر خرس/ بکمن

شهر خرس
فردریک بکمن
الهام رعابی
انتشارات نون
سال نشر : 1396
شهری هست کنار جنگل سرد تاریک که روز به روز داره رونقش را از دست می ده . مردم این شهر عاشق هاکی هستند اونها تیم نوجوانانی دارند که اگر مسابقه بعدی را ببره می ره برای فینال و این مهم ترین موضوع برای تمام شهره. کوین بهترین بازیکن ایم و پسر مرد ثروت مند شهر و اسپانسر تیمه پیتر مدیر عامل باشگاست کسی که زمانی حرفه ای بوده و حالا برگشته تا به شهرش رونق بده مایا دختر اونه و ماجرای تاسف آوری که بین کوین و مایا پیش می یاد .....
کتاب پر از تحلیل های درونی ما ادما توی شرایط مختلف مادر بودن پدر بودن زن بودن دوست بودن هم تیمی بودن نوجون بودن باید بگم فوق العاده بود مسلما یک جاهایی خیلی سفید و سیاه کار کرده قهرمان پروری داشته ولی وقتی پای دختری در میونه که آسیب دیده و مادری که تلاش می کنه کمکش کنه حتی اگر داستان را کاسشه ای هم تمام می کرد بازم دوسش داشتم .
قسمت های زیبایی از کتاب
هرگز به کسانی که در زندگی به چیزی ماورای تمام متطق ها عشق نمی ورزند اطمینان نکن.
تو این شهر نمی شه زندگی کرد فقط می شه دوام آورد .
اگر سر کار همه چیز را درست انجام دهد امور معمولا همان طور که برنامه ریزی شده اند پیش می روند اما حتی اگر تمام کارهایش به عنوان یک مادر را درست انجام دهد بازهم مهم نیست و ممکن است بدترین چیزها رخ دهند .
اگر چیزی وجود داشته باشد که نوجوانان قیمت آن را بدانند دقیقا همان چیزی است که نمی توانند آن را بخرند .
هیچ چیز در دنیا کوچک تر و نحیف تر از فرزند انسان نیست گه روی تخت بیمارستان دراز کشیده است .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه