شاهکار

 

امیل زولا

علی اکبر معصوم بیگی

 

انتشارات نگاه

یکی دیگه از مجموعه داستان های خانواده روگن در حقیقت 14مین قسمت . در مورد پسر جوانی هست که عاشق نقاشیه داره سعی می کنه به سبک خودش به یه سبک جدید نقاشی کنه اما مردم نقاشی ها و ایده هاشو دوست ندارن . در این بین عاشق می شه ازدواج می کنه ولی بعد از مدتی نقاشی مثل یک رقیب دوباره وارد زندگی اونها می شه و مرد به هنرش متعهده .

داستان خوبیه از فضاسازیش خوشم اومد یک عده دوست جوان و هنرمند دور هم اهل ادب اهل نقاشی با هم خوشن روزگار می گذرونند بحث های روشنفکری دارن مهمونی دارن افسردگی ناامیدی من هیچ وقت عضو این جور محافل نبودم اما تصورش برام ملموسه و برای همین قضیه را لمس می کنم .

یه جورایی گفته می شه زولا این کتاب را با توجه به تجربیات شخصیش نوشته به خصوص که زمانی طرفدار سزان و نقاش های جدید بوده و بعدا ازشون قطع امید می کنه .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

شادی در رسیدن به قله نیست بلکه در صعود است .

 

گذشته تنها گورستان توهمات ماست . در گذشته تا ابد پای ما به سنگ قبرها می گیرد و سکندری می خوریم !