اولیس و غول یک چشم/ واتسون

اولیس و غول یک چشم
جین واتسون
محمد عبازاده
انتشارات جهان نما
اولیس و غول یک چشم : اولیس بعد از فتح تراوا با سربازانش راهی کشورش شده که غول یک چشم آنها را اسیر می کند .
اردک سفید : یک گردو تو سر اردک می خوره و فکر می کنه تیراندازی بوده .
رامپل استل کین : پادشاه دخترک را مجبور کرده از کاغذ برایش پارچه زربافت درست کند .
قلم موی سحر آمیز : پسر قلمی دارد که هر چه با آن می کشد حقیقی می شود .
خوب چون توی حال و هوای داستان کودک هم رفته بودیم یک کتاب قشنگ دیگه که در موردش یادداشت داشتم برای کودکان بود را گفتم بنویسم . داستانای قشنگی داره بامزه افسانه ای و جالب .
قسمت زیبایی از کتاب
هر چه شنیدید باور نکنید . هر چه می بینید باور کنید .
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۴ ساعت 9:24 توسط فرانک
|
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه