علیا مخدره سارایوو

 

ایو آندریچ

بهزاد برکت / هرمز ریاحی

 

انتشارات روشنه

رائیکا زمانی که نوجوان است پدرش فوت می کند . پدر وی آدم دست و دلبازی است که نهایتا ورشکسته می شود و در دم مرگ به دخترش نصیحت می کند فقط به فکر پس انداز باشد هیچ وقت گول قلب و احساساتش را نخوره و .... رائیکا پند پدر را اویزه گوش می کنه و همین روند را توی زندگی در پیش می گیره اوایل فامیل ها خیلی سعی می کنند از این خساست دورش کنند اما کم کم ازش قطع امید می کنند و ...

خوشم نیومد نه موضوعش آن چنان منو گرفت نه قلمشو دوست داشتم خیلی خشک و سرد بود اصلا احساساتی توی آدم برنمی انگیخت یک جوری انگار دوری از داستان و بهش نزدیک نمی شی لمسش نمی کنی از افکار رائیکا حرف می زد اما جوری نبود که واقعا بخوای دیدگاه اونو بسنجی درکش کنی و ...

چون این چند وقت زده بودم توی کار نوبلیست ها گفتم سراغ یکی دیگه شون برم . آقای آندریچ نویسنده کروات بوسنیایی اهل یوگسلاوی هستند که درسال 1961 برنده جایزه نوبل ادبیات شدند .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

آدمی که نتواند اندازه جیبش خرج کند ، سرنوشتش نابودی است .

 

همه ی عاطفه های ما ضعف هایی بی سر و ته اند و ما را روز به روز آسیب پذیرتر می کنند .