سرزمین نوچ/ارزاقی

سرزمین نوچ
کیوان ارزاقی
انتشارات افق
آرش و صنم زن و شوهر جوانی هستند که خیلی عاشق همند و در شروع داستان شاهد مهاجرت اونها به آمریکاییم . مقدمات مهاجرت به کمک آرش جور شده و افراد فامیلش که اونجان اما کسی که شیفته خارج هست صنم هست . آرش دائم به فکر ایرانه یک جورایی استرس داره پشیمونه اما صنم می خواد به زندگی جدید خو بگیره می خواد تو اون فرهنگ حل بشه و این مشکلاتی را براشون ایجاد می کنه .
کتاب متوسطیه . خوب راستش این موضوع چیز جدیدی نیست اصلا اما نکته جدیدش و زیباش اینه که نیومده روی این دست بذاره که مثلا دختره اون جا بی بند و بار می شه و پسره غیرتی می شه و اینها میونه شون را به هم می زنه مشکلی که آدم واقعا به ذهنش نمی رسه برای زوج های امروزی مشکل باشه ! دیگه اینکه صحنه زندگی خانواده ها اونجا و روابطشون را هم قشنگ به تصویر کشیده و واقعا می تونید تجسم کنید چه خبره . اما چیزی که من اصلا نمی پسندیدم و به نظرم زیادی سیاه سفیدش می کرد این بود که هیچ وقت با دید همدلی به صنم نگاه نمی کرد البته من در هر شرایطی رفتاری مثل صنم را قبول ندارم و رد می کنم اما بهتر بود انسان تر و با همدردی بیشتری از اونم حرف می زد تا آدم را بهش نزدیک کنه تا آدم حس کنه اونم عاشق بوده می خواسته ولی درونش چی گذشته و چی شده و ...
خوب زیادی خارجکی خونده بودم گفتم یک چندتایی ایرانی بخونم و رفتم سراغ این کتاب که فروش خوبی کرده بود و مورد استقبال قرار گرفته بود .
قسمت های زیبایی از کتاب
انتخابت که درست باشه زندگیت رنگی می شه .
فقط برای زندگی بجنگ ، مرگ به وقتش می یاد .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه