تنگنا

 

محمود دولت آبادي

 

انتشارات قطره

خوب اينم يك نمايش نامه از آقاي دولت آبادي . داستان در مورد يك خونه توي محله هاي پايين شهر هست از اون خونه هايي كه هر اتاقش يك مستاجر داره . مستاجري كه بچه اش را سر راه مي ذاره ، پسرهاي جووني كه از ده اومدن ، مرد كوري كه ويالون مي زنه ، زن جووني كه شوهر داره اما چشمش دنبال مستاجراي جوونه ...

از اين نمونه ها زياد هست توي ادبيات داستان هايي حول و هوش اين جور خونه ها و مستاجراشون براي همين تازگي نداره اما قشنگ بود خوب نوشته شده صميمي و گرم . آدم دوست داره دنبال كنه جريان رو . با اين حال به نظرم چيز جديدي نداره .

آقاي دولت آبادي در سال 76 برنده لوح زرين بيست سال داستان نويسي شدند .