روي پله هاي كنسرواتوار

 

دونالد بارتلمي

شيوا مقانلو

 

انتشارات افق

گزارش : قرار است با دانشمندان ارتشي در مورد جلوگيري از جنگ مصاحبه اي بشود .
گروهبان : مرد معتقد است قبلا سربازي ر فته اما اطلاعات او پاك شده .
تايلند : در مورد جنگ و زماني كه كنار گروهان تايلندي ها بودند صحبت مي كند .
قهرمان ها : نحوه انتخابات و مسائل پيرامونش .
رئيس جمهور : در مورد رئيس جمهور و عجيب بودنش .
روي پله هاي كنسرواتوار : زني كه مي خواهد هر طور شده وارد كنسرواتوار شود .
خداحافظي : وقتي بعد از ورود به كنسرواتوار زن مي فهمد جاي بهتري هم وجود دارد .
حاشيه ها : مكالمه يك سفيد پوست و سياه پوست .
امپراتور : امپراطوري كه چندين قصر داشت و هر شب در يك قصر مي خوابيد .
بالون : مردي كهبالن را متوقف مي كند و از آن به بعد مكان بالن جاي خاصي در شهر به شمار مي رود .
مدرسه : وقتي بچه مدرسه اي ها به درختكاري مي روند .
آريا: موضوع خاصي نيست يك سري تك گويي از شرايط .

بارتلمي را تا به حال تجربه نكرده بودم سبك خاص خودشو داره خيلي قصه گو نيست و داستان هاي هم اتفاق محور نيستنيه چيزي مثل براتيگان يا ونه گات اونا هم روي موضوع حساس نيستن بلكهبيشتر با كلمات و مفاهيمشون كار مي كنند . براي من كتاب متوسطي بود داستان هاي اولشو دوست داشتم و آخري ها زياد جالب نبود ولي اگر اين سبك نوشته ها را مي پسنديد از دستش نديد .

بارتلمي آمريكايي هست و بعضي ها به خاطر طنز گزنده اش بهش ساموئل بكت آمريكاي مي گويند.

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

هر كسي توي زندگيش در جاي درست قرار گرفته ، حرفمو باور كن . البته گاهي اوضاع كاملا اين طور به نظر نمي رسه ، اما از من قبول كن ، از من قبول كن . همه چيز بخشي از نقشه الهيي است .

 

بايد بزرگ تر از زندگي باشي .