ماهي سياه كوچولو

 

صمد بهرنگي

 

انتشارات جامه دران

ماهي سياه كوچولو از زندگي توي جويبار خسته شده اون مي خواد بره و بره تا بفهمه جويبار به كجا مي رسه زندگي جاهاي ديگه چطوريه مي خواد چيزاي زيادي ياد بگيره اون مي دونه خطرات زيادي سر راهش هست اما از خطرات نمي ترسه و آماده مبارزه است .

خيلي قشنگه من عاشق اين داستانم واقعا دوسش دارم خيلي داستان برجسته اي هست .

اينا بگم كه آقاي بهرنگي معلم بودند و تا آخر عمر هم به كار آموزش ادامه دادند .

 

قسمت زيبايي از كتاب

اگر يك وقتي ناچار با مرگ رو به رو شدم – كه مي شوم – مهم نيست ، مهم اين است كه زندگي يا مرگ من چه اثري در زندگي ديگران داشته باشد ....