مرگ نور

 

طاهر بن جلون

بهمن يغمائي – محمدهادي خليلي نژاد

 

انتشارات چشمه

داستان بر مبناي واقعيت نوشته شده . تازمامارت زنداني در مراكش بوده كه در سال 1972 بعد از كودتاي ناموفق عليه سلطان حسن دوم ساخته مي شه و 58 افسر را درونش زنداني مي كنند كه البته بعدها افراد ديگه اي هم بهشون اضافه مي شوند . تنها توي سال 90 بوده كه دنيا از وجود چنين زنداني آگاه مي شه و مبارزات براي براندازيش آغاز مي شه . توي اين زندان تاريكي مطلق بوده و هيچ نوري توش وجود نداشته . سلول ها به قدري كوچك بودند كه كسي نمي تونسته توشون بايسته فقط نشسته يا خوابيده و غذا فقط سوپ سبزي اونم 18 سال . فكر كنيد يعني نمي شه تصور كرد انساني را 18 سال توي يك همچني دخمه اي بيندازيد كه حتي نتونه بايسته ! اونم براي چي ....

خيلي كاب قشنگ و در عين حال وحشتناكي بود در تصور ادم نمي گنجه اين همه جنايت و قساوت توسط انسان قابل اجرا باشه . دلم گرفت واقعا . طاهر بن جلون خودش از فعالين حقوق بشر هست هر چند براي نوشتن اين كتاب بهش خيلي خرده گرفته شد كه وقتي اين داستان را نوشت كه فكر مي كرد در امنيت سياسي كامله و چرا قبلش سعي در شناساندن اين زندان به مردم دنيا نداشت و ...

 

 قسمت هاي زيبايي از كتاب

در شرايط سخت است كه پيش پا افتاده ترين چيزها ، خارق العاده و دوست داشتني مي شوند .

 

آموخته ام كه هرگز در مورد شخصيت آدم ها قضاوت نكنم . چه حقي براي قضاوت دارم ؟ من انساني هستم شبيه بقيه ي انسان ها .

 

وقتي كينه اي در سينه داري ، اين كينه بالاخره خردت خواهد كرد .