لبه ي تيغ /موآم

لبه ي تيغ
سامرست موام
داريوش شاهين
انتشارات آپادانا
ایزابل دختر آمريكايي ثروت مندي است كه نامزد پسري به نام لاري است . لاري پس از بازگشت از جنگ زخمي شده و همان جوان سابق نيست او نمي خواهد كار كند وارد زندگي عادي شود و ... مي خواهد كتاب بخواند سفر كند و با درآمد مختصرش روزگار را بگذراند ولي ایزابل با اينكه عاشق لاري است طالب يك زندگي معمولي است و ...
متوسط رو به ضعیف بود من اصلا از كتاب خوشم نيومد ولي خوب نمي تونم بگم خيلي هم بد بود نسبت به خيلي از كارهاي موآم كه من خوندم بهتر بود . هر چند زیاده گوییش بالا بود و خلاقیت خاصی هم نداشت . نثر شيوا و رواني داشت يك جاهايي هم اشارات خوبي داشت ولي تفاوت زيادي هم با يك كتاب عامه پسند نداشت كمي ادبي تر بود . به هر حال مي تونه انتخاب خوبي باشه براي كسايي كه عامه پسند مي خونند ولي زمينه اش را دارند كه به سوي ادبيات واقعي رهنمونش كرد .
قسمت هاي زيبايي از كتاب
من هرگز به تمام معني عاشق گري نبوده ام ، اما آدم بدون عشق هم مي تواند خوشبخت باشد .
اولين مرتبه اي كه زني با مردي آشنا مي شود چندان مهم نيست ، دومين ديدار مهم است . اگر توانست در اين مرتبه او را نگه دارد براي هميشه او را اسير خود كرده است .
زندگي چيز چرندي است ! اما انسان اگر تا آنجا كه مي تواند از آن لذت نبرد بايد خيلي ابله باشد .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه