شپي

 

سامرست موام

رضا شيرمرز

 

انتشارات قطره

شپي مردي سرزنده است كه در يك آرايشگاه كار مي كند . او روزي برنده جايزه بزرگي مي شود و زن و بچه اش بسيار خوشحالند و نقشه هاي زيادي كشيده اند ولي شبي عوض شده است . او در اين چند روز گرسنگان و محرومان زيادي را ديده و ديدگاه جديدي براي زندگي دارد .

اينم از نمايش نامه هايي است كه جديدا از موام ترجمه شده . من خوشم نيومد خيلي سبك و ساده بود مطلب يا هنر خاصي براي ارائه نداشت . كسل كننده بود يك جورايي و قديمي . از اين لوس بازيا كه مي گن طرف ديوونه است چون به فكر مردم فقيره و ادم عاقل بايد خودخواه باشه ....

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

نبايد درباره ي مسايلي جوش بزني كه نمي توني حل شون كني .

 

صميمي ترين رفقام يك روزي از هم جدا مي شن .

 

زن عاشق ، اگه همه ي احساسات عاشقانه شو رو كنه ، جز بدبختي و بردگي چيزي نصيبش نمي شه .

 

تو بايد عقايد مردها را تحمل كني . تجربه به من ثابت كرده كه اونا به هيچ چيزي عقيده ندارن ولي نبايد بفهمن كه تو اينو مي دوني .

 

همه ي آدما ديونن وگرنه قادر نبودن توي اين دنيا دووم بيارن .