بعد از آن شب /شیرمحمدی

بعد از آن شب
مرجان شیرمحمدی
انتشارات مرکز
کتاب مجموعه داستانی از خانم شیرمحمدی است که تا چندین بار هم تجدید چاپ شد و استقبال خوبی ازش شد.
سلوی : مرد می خواهد خانه را بگیرد ولی چشمش زن مقیم خانه را می گیرد .
زن گرجی : مردی که خجالت می کشد پا پیش گذاشته و با زنی گرجی آشنا شود .
یک برش از کیک : سیمای جوان همسایه مرد پیر و تنهایی می شود .
کامواهای رنگی : دریا می خواهد همسر یک سیاه پوست شود و والدینش ناراحتند .
آپارتمان : زنی که برای شوهرش نامه می نویسد .
مسافر : زن بعد از چند ماه از آمریکا بازگشته .
یک عدد قبل از خواب : مهتاب با پسر همسایه دوست شده ولی مادرش می خواهد او را به خارج ببرد .
روسری حریر : مرد کنار جنازه همسرش نشسته و به صورتش نگاه می کند .
سیزده به در : زن نمی داند بچه ها را برای 13 به در کجا ببرد که کم خرج باشد .
بوی توت فرنگی : مادر نینا به او پاک کنی می دهد که بوی توت فرنگی دارد .
سانس آخر : مرد می خواهد رابطه اش را با زن قطع کند .
بعد از آن شب : دختری که با استاد متاهلش دوست می شود .
بابای نورا : فرشته پدر نورا را با یک زن دیگر در خیابان می بیند .
قشنگ بود . ساده روان و احساساتی به دلم نشست چه قدر دلم داستان های ساده و رئال ولی در عین حال پراحساس می خواست . چیز ساده و زیبایی بود .
این کتاب برنده جایزه هوشنگ گلشیری به عنوان بهترین مجموعه داستان اول در سال 1380 شده . در ضمن داستان سانس آخر هم داستان برگزیده داروان در دوره ی دوم جایزه هوشنگ گلشیری بوده . نویسنده اش خانم شیرمحمدی هم از نویسنده ها و بازیگرهای تهرانی کشورمون هستند . البته ایشون ظاهرا علاوه بر بازیگری و نویسندگی زیر نظر آقای آغداشلو نقاشی هم می کردند و خلاصه خیلی هنرمندند .
پ . ن : راستش می خواستم برم سراغ نویسنده هایی که قبلا معرفیشون کردم و کتاب های جدیدشون را معرفی کنم اونم تا یک زمان قابل توجه ولی گفتم بذار قبلش یک نویسنده خانم ایرانی را هم مرور کنم .
قسمت های زیبایی از کتاب
از همان اول یک حس غریبی به من می گفت این رابطه را تو تمام می کنی ، یک روز می آیی و می گویی : " کافی یه . تمومش کنیم ." حتی یک بار این را به تو گفتم ولی تو گفتی : " مطمئنی خودت این کارو نمی کنی ؟"
به خاطر آن لحظه ی قشنگ از تو متشکرم . آن لحظه ی قشنگ می ارزد به همه ی سختی ها و بکش و واکش هایی که بعدش برای من درست کردی .
این روزها به این فکر می کنم که چه قدر کلماتی مثل همیشه و تا ابد ابلهانه است ، چه قدر گول زنک است ، چه قدر کم دوام است – درست مثل قول های تو .
توي اين وبلاگ مي خوام خلاصه كتاب هايي را كه مي خونم بنويسم و همچنين قسمت هاي زيبايي از اون ها را ، تا هم براي خودم بمونه هم اگه كسي دلش خواست استفاده كنه