آبي ماوراي بحار

 

شهريار مندني پور

 

انتشارات مركز

كتاب مجموعه اي از داستان هاي كوتاه در مورد واقعه 11 سپتامبر هست . هر داستان به يك فرد اشاره داره به يك قرباني به يك باقي مونده به يك باعث و باني . كسايي كه عذاب وجدان دارن براي كارهايي كه نكردن ، كسايي كه با قرار گذاشتن و نذاشتن باعث مرگ شدند ، كسايي كه عزيزانشون دارن جون مي دن و نگرانن و ...

مبحث جالبي بود و اين تكه تكه بيان كردن واقعه به نظرم خيلي خيلي اثربخش تر از يك رمان بود . من خوشم اومد به نظرم كتاب زيبا و پراحساسي بود .

 

قسمت هاي زيبايي از كتاب

مردها فقط دو كار بلدند . يا بلند مي كنند يا مي ريزند پايين . آنها بلد نيستند صبر داشته باشند ، بلد نيستند ادامه بدهند .

 

و من روز كه از هر روز مي گذرد بيشتر حس مي كنم تو همان حسرتي هستي كه هميشه داشته ام وقتي كه جفت هاي عاشق را مي ديدم .

 

رفتن كه ضد ماندن نيست . نرفتن ضد رفتن است .

 

به نظرت مي شه اونا واقعا عاق باشن وقتي دارن يه آدم رو ويران مي كنن؟ عشق اين جوري مي شه ؟