من ویران شده ام

 

احمد بیگدلی

 

انتشارات نقش خورشید

کتاب مجموعه  20 داستان کوتاه از آقای بیگدلی هست که البته چون داستان های واقعا کوتاهی هم هستند من خلاصشون را نمی گم . این کتاب اولین کتاب ایشون هست و راستش نمی دونم باید بگم چه سبکیه . کلاسیک که اصلا نیست رفت و آمدهای زمانی تغییر راوی ها و اصلا یک دفعه تغییر داستان و حال و هوا را داریم شاید یک جور سورئال باشه . کتاب متوسطی بود . راستیاش نمی تونم بگم با داستان هاش ارتباط زیادی براقرار کردم حتی خیلی هاش را متوجه نمی شدم ولی قلمش خوبه و در عین اینکه با خیلی قسمتاش ارتباط برقرار نمی کردم جوری هم نبود که حس بدی داشته باشم . قلمش روونه . عنوان داستان ها عبارتند از : من ویران شده ام ، دلم می خواست که نباشد ، فخرالملوک ، و ناتوانی دست های سیمانی ، خانه به خانه ، جنگ ، مارتا ، سروده ی ناتمام غربت ، حالا من اینجا هستم ، گاه گریو ، وقتی که خوابیم ، باران نرم در پاییزی غمناک ، یک فنجان قهوه ، برای قاب کوچک سنجاقک ، چهارتابستان خوشبختی هزار سال تنهایی ، بادامنی پر از گل ، خواب بلند ارغوان ، مگر چراغی بسوزد ، و نه مثل هیچ کس دیگر و اگر ننویسم می میرم .

راستش اینم یک جور احساس دین بود . چندی پیش یک مطلبی می خوندم در مورد اینکه نویسندگی هم یک جور مافیا داره و شاید خیلی هم خوششون نیاد نویسنده ای غیر از ساکنان تهران جایزه را ببره و غیره غیره و این جوری بود که شدید قول دادم به خودم برم سراغ یکی از نویسنده های غیر پایتخت نشین . آقای بیگدلی هم اهواز به دنیا اومدند ولی ساکن نجف آباد اصفهانند .

پ . ن : چند تا کتاب هست که به خواننده های وبلگ قول دادم معرفی کنم حتما این کار را می کنم فقط اجازه بدید یک چند تا لیست این جوری که چند وقت هست تو نوبت خوندن هستند را تموم کنم .

 

قسمت های زیبایی از کتاب

نمی توانم تو را ندیده بگیرم . برای من که آخرین دیدار میسر نشد ، ظالمانه است که فراموشت بکنم .

 

از بس توی کتاب ها دنبالت گشتم و به آواز کولی ها گوش دادم ، پاک عاشقت شدم . تو آمدی و من رفتم .